شوق ساف
یکشنبه 05 آبان 1392 :: 18:44 :: نويسنده : shoghsaf

با سلام . عکس های مراسم جشن عید غدیر در هیئت الرضا .

این جشن مهمون ویژه ای (حاج اقا  فاطمـــــی نیـــا ) داشت

در این مراسم  باز هم مهمان نوازی و ادب حاج رضا رو دیدیم

عکس ها گویای همه چیز هستند.

بقیه عکس ها در ادامه مطلب هستند

حاج رضا دوست دارم زیاد -بی نهایت -فراوووون

با همین صدای خسته دوست دارم

به قول خودت پرواز کردن با بال شکسته رو عشقه

نبینم هیچ موقع غمگین باشی .



 



ادامه مطلب ...
یکشنبه 05 آبان 1392 :: 18:16 :: نويسنده : shoghsaf

دانلود از حاج عبد الرضا هلالی عزیز و دوست داشتنی

  helali-42 (2).mp3

 

 

 

جمعه 03 آبان 1392 :: 18:13 :: نويسنده : shoghsaf

 http://www.behesht.info/Files/Media/92062910.jpg

             

دانلود مداحی جمعه ها می گذره از حاج عبدالرضا هلالی (برای دانلود بر روی دریافت کلیک کنید) 

 جمعه ها میگذره و آقای من نیومده   
مردم از دلواپسی تو این غروب غمزده
تو بیا فکر نکنن بی کس و کارم آقا جون

 تو بیا که بدونن صاحبی دارم آقا جون
یا مذل المشرکین و یا معذ الاولیا 

   تو رو جون مادرت آقا بیا آقا بیا
یاد گرفتم این و من از علی بن مهزیار 

 که نباید عاشقت خسته بشه از انتظار
حتی این روزا دیگه سوال شده برا خودم 

  تو چقدر خوبی که من ندیده عاشق شدم
(( آقا بیا .... ))

 

مراسم این هفته هیئت الرضا :

    
جــشن عیـد غدیـر خــــم - جمعـه 92/8/3

 

سخنران: استــــــــاد فاطمـــــی نیـــا مدیحه سرایی توسط : حاج عبدالرضا هلالی

 

     جمعه سوم آبان ماه - ساعت :   20:00 
میدان خراسان - حسینیه امام موسی ابن جعفر علیه السلام

 

جمعه 03 آبان 1392 :: 18:09 :: نويسنده : shoghsaf

نازد به خودش خدا که حيدر دارد 
 
درياي فضائلي مطهر دارد

همتاي علي نخواهد آمد والله

صد بار اگر کعبه ترک بردارد

           
افسران - عید غدیر مبارک
           

 

یکشنبه 28 مهر 1392 :: 19:27 :: نويسنده : shoghsaf

  

بوی سیب و بوی اسپند     پیچیده دور و بر ِ حسینیه

دونه دونه میکشونه     ما رو پای منبر ِ حسینیه

کیه داره که دوباره    این گدا رو میبره حسینیه

یه یا زینب میگم هر شب      میزنم زنگ در ِ حسینیه

اومدم تا پیش زهرا     مادرم رو رو سفید کنم حسین

اومدم باز پای روضت      چند تا تار مو سفید کنم حسین

به امید یه روزی که       همه موهامو به پات سفید کنم

نذار آقا مادرم رو       پیش مادر تو نا امید کنم

یه خیابون پر ِ مجنون      که منو میبره تا دم بهشت

نمیدونم چی بخونم      واسه وصفش به خدا کم ِ بهشت

این چه حس ِ غریبونست      که داره منو دگرگون میکنه

حرمش هر شب جمعه      همه رو یه روضه مهمون میکنه

بی تو نفس من میگیره     نوکر تو میمیره    آقای من

عشقم چقدر هستی دلسوز      حرمت هر شب هر روز      رویای من

منبع شعر حاج رضا : وبلاگ حسینیون

یکشنبه 28 مهر 1392 :: 19:22 :: نويسنده : shoghsaf

 

  ولادت امام علی النقی (ع)

جمعه 26 مهر 1392 :: 21:40 :: نويسنده : shoghsaf

 

صوتی(mp3)

برای دانلود بر روی صوتی کلیک کنید.

چهارشنبه 24 مهر 1392 :: 00:10 :: نويسنده : shoghsaf

 

ای امیر عرفه، بی تو صفا نیست که نیست

بی تو اندر عرفه عشق و وفا نیست که نیست

یوسف زهرا، مهدی، حاجتی به غیر ظهورت نیست که نیست

عید مبارک

پنج‌شنبه 13 تیر 1392 :: 23:47 :: نويسنده : shoghsaf

 

سلام دوستان .....

 

حالتون خوفه !!!!!!

رسیدیم به 14 تیر و خداحافظی ما !!!!

خدافظی خیلی سخته اره سخته !!!!

برا سلامتی حمید علیمی دعا کنید .هم اکنون ساعت 11 و سه دقیقه 13 تیر می باشد داریم مطلب می زنیم واسه ساعت بیست و چهار

ده روزی بودمشغول (به اصطلاح ) ضیافت اندیشه بودیم!!!چه ضیافتی ،25 روحانی اومده بودن از قم  ،دانشگاه شده بود درگیری های بحثی بین روحانیون و دانشجویان

اینجا جا داره از حاج اقا علی عزیزی و حاج اقا ابوالفضلی تشکر کنم . ادرس ولاگمون رو دارن .حاج اقا ها وبلاگ تعطیل شد انشاالله میایم قم سر بتون می زینیم

راجع به نوای وبلاگم بگم ایراد می گیرن چرا اینو گذاشتی مگه فاطمیست یا محرمه اهنگ بذار؟؟؟

در جواب می گم که من خودم هم اهنگ گوش می دم ولی بهترین نوا  همینه، ما مادرمون رو دوست داریم در کل اینکه من حضرت زهراییم فاطمیم.

راستی یه نکته بگم : ای کسی که می گویی نمی شود.... ،ما مادری داریم به نام فاطمه کارامون  رو را میندازه 

 

 

تا خدا هست و خدایی میکند

 

فاطمه مشکل گشایی می کند

قالب وبلاگ: سمت چپ : حاج رضا هلالی عزیز و دوست داشتنی .ویژگی هاش: عاشق امام حسین -رقیه ای - خوشتیپ -با کلاس - هنرمند -بچه خرمشهر -با ادب -با کلاس - خوش صدا -محبوب- پرسپولیسی-و.......

قالب وبلاگ :سمت راست: سجاد .ت  ویژگی ها : بدون شرح( برداشت ازاد)

کلاه قرمزی: شخصیت کلاه قرمزی و پسر خاله رو دوست دارم

به هر حال ببخشید این چند مدت مزاحمتون شدیم ، اذیتتون کردیم ، مبهم حرف زدیم. کلا ببخشید .

امروز هفتمین روز در گذشت زن شاطر اسماعیل بود برای شادی روح ان مرحوم و سید جواد ذاکر صلوات

 

چند تا وبلاگ خوب دوستان ما  هستند:

نوای هلالی: http://navayehelali.blogfa.com

بریم حرم:       http://www.berrim.blogfa.com

هر کس نوای وبلاگ رو می خواد دانلود کنه اگه می تونه این کا رو انجام بده

دانلود منیجر رو باید داشته باشی و با اکسپلور وارد بشی دانلود میشه و اگه هم نخواستی این کا رو کنی ایمیل بدید تا سند کنم

تشکر می کنم از دوستان : ارمین -حامد -امیر- امیر حسین -سعید -جسام -و کلیه دوستان، آشنایان

safتا ابد در دل من خواهی ماند...................

 

 

عکس های ضیافت:

 

 



 

 

 

 

 

اللهم عجل لولیک الفرج

 

 

 

 

جمعه 07 تیر 1392 :: 21:02 :: نويسنده : shoghsaf

حدث و سالک وارسته مرحوم مجلسی اول میگوید: "در اوایل جوانی مایل بودم نماز شب بخوانم اما نماز قضا بر عهده‌ام بود و به همین دلیل احتیاط می‌کردم و نمی‌خواندم. خدمت شیخ بهائی رحمه الله عرض نمودم، فرمود: "نماز قضا بخوان" اما من با خود می گفتم نماز شب خصوصیات خاص خود را دارد و با نمازهای واجب فرق می‌کند. یک شب بالای پشت بام خانه ام در خواب و بیداری بودم که امام زمان(ع) را در بازار خربزه فروشان اصفهان در کنار مسجد جامع دیدم. با شوق و شعف نزد او رفتم و سوالاتی کردم ازجمله خواندن نماز شب. فرمود: "بخوان!"
عرض کردم: "یابن رسول الله، همیشه دستم به شما نمی‌رسد! کتابی به من بدهید که به آن عمل کنم."
فرمود: "برو از آقا محمدتاج کتاب بگیر!" در خواب گویا او را می‌شناختم؛ رفتم کتاب را از او گرفتم و مشغول خواندن بودم و می‌گریستم که از خواب بیدار شدم.
از ذهنم گذشت که شاید محمدتاج همان شیخ بهائی است و منظور امام از تاج، این است که شیخ بهایی ریاست شریعت را در آن دوره به عهده دارد.
نماز صبح را خواندم و خدمت ایشان رفتم. دیدم شیخ با سید گلپایگانی مشغول مقابله صحیفه سجادیه است.
ماجرا را برایش نقل کردم. فرمود: "انشاءالله به چیزی که می خواهی می‌رسی."
بعد ناگهان یاد جایی که امام را در آن ملاقات کرده بودم، افتادم و به کنار مسجد جامع رفتم. در آنجا آقا حسن تاج را دیدم که از آشنایان قدیمم بود. مرا که دید گفت: "ملامحمدتقی! من از دست طلبه ها به تنگ آمده‌ام. کتاب را از من می‌گیرند و پس نمی‌دهند. بیا برویم خانه یک سری کتب به تو بدهم." مرا به خانه‌اش برد، در اتاقی را باز کرد و گفت: "هر کتابی را که می‌خواهی بردار!"
کتابی را برداشتم؛ ناگهان دیدم همان کتابی است که دیشب در خواب دیده بودم. "صحیفه سجادیه" بود. به گریه افتادم. برخاستم و بیرون آمدم.
گفت: "باز هم بردار!"
گفتم: "همین بس است."
پس شروع نمودم به تصحیح و مقابله و آموختن صحیفه سجادیه به مردم. و چنان شد که از برکت این کتاب، بسیاری از اهل اصفهان مستجاب الدعوه شدند.
مرحوم مجلسی دوم می‌فرماید: " مجلسی اول چهل سال از عمر خود را صرف ترویج صحیفه کرد و انتشار این کتاب توسط او باعث شد که اکنون خانه‌ای نیست که صحیفه در آن نباشد. این حکایت بزرگ باعث شد بر صحیفه شرح فارسی بنویسم که عوام و خواص از آن بهره‌مند شوند."

اللهم عجل لولیک الفرج

پيوندها
💬 نظرات کاربران
💬ثبت نام کاربران
💬ورود کاربران